دلم گرفته دوباره امشب کنار عکست بهاره امشب/دل غریبم دوباره تنهاست چشم انتظارت کنار دریاست
دلم تنگه ولي راهي ندارم درون سينه ام آهي ندارم دلم
دلواپس كوچه پرستوست....
عزادار غريب مرگ شب بوست درون خانه ام گم كردم دلم را و دريا شسته پاي ساحلم را.. به دريايي گرفتارم كه موجش عالمي دارد و
با غصه هم آغوشه و حالا همدمي دارد.. من و امواج سرگردان باطل.. من و غمنامه طوفان و ساحل.
اگه با من ندارد هيچ ميلي.. چرا
ظرف مرا بشكست ليلي محمد صفایی:((یار من)) چشام بارونیه بارون درده بگو یارم خدا کی بر می گرده هنوزم قاب عکسش پیش رومه تموم زندگی و آبرومه کجایی که دلم دل ناگرونه چشام گریه داره دریای خونه دل غمگین و گیتار شکسته به پشت پنجره با قلب خسته نشستم بی قرارم کی میایی نگفتی از غم و درد جدایی بهارم رفت عشقم مرد جانم می سوزه بندبند استخوانم به غیر از غم چه گشته حاصل من بزرگ خاندان این دل من دلم لرزید مثل شهر بم شد درون خانه ام یک یار کم شد محمد صفایی:(راه عشق) هیچکی نمی دونه از دل زارم از دست جدایی تو بی زارم عکس تو هنوز در دل دارم عمریست که رفتی و عزادارم ........ اما چه کنم زدست اقبالم بی فایده گشته نذر هر سالم رفتی و ندیدی سوز آوازم من ماندم و شب نشینی سازم ......... افسوس که دل به عشق تو تنگه آهنگ ترانه ام غم آهنگه اما چه کنم که رفته ای خاموش سرد است دگر فضای این آغوش .......... بیچاره دلم که منتظر مانده آهنگ جدایی تو را خوانده صد حیف سراب عشق تو دامه بر گردن من طناب اعدامه ........ بر چوبه دار باورم بشنو فریاد سکوت آخرم بشنو می میرم و از عشق حذر کردم نامردم اگر دوباره برگردم برو دیگه نمیخوامت هر چی می خواد بشه بشه دیگه مث اون قدیما چشات منو نمی کشه با اون همه کنایه هات و دروغ و طعنه هات بازم می خوای ببخشمت بشم تصدق اون چشات عجب رویی داری و الله خجالتم خوبه من دیگه تو رو نمی خوام این دیگه دعوا نداره دیگه تو خواب ببینی با هم سوار قایقیم می خوام ببخشمت ولی می سپارمت دست خدا
| Design By : RoozGozar.com |

